آقای روبرت بگلریان، نمایندۀ ارامنۀ جنوب ایران در مجلس شورای اسلامی

روبرت بگلریان، نمایندهٔ ارامنهٔ جنوب ایران در مجلس شورای اسلامی، در سال 1340 خورشیدی در تهران متولد شد. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در تهران گذراند...

ادامه مطلب: آقای روبرت بگلریان، نمایندۀ ارامنۀ جنوب ایران در مجلس شورای اسلامی

جلفای اصفهان، محور توسعه­ ی گردشگری فرهنگی

جلفای اصفهان، محور ویژۀ گردشگری

با نگاهی به تاریخ ارمنیان و به استناد اسناد و مدارک ارائه شده از سوی مورخان و محققانی نظیر پاوستوس بوزاند و... می­توان دریافت که تاریخ این قوم به گذشته­های دور؛ یعنی، به دوران حضور آریایی­ها در مناطق جنوبی آسیا در هزاره­ی دوم و اول پیش از میلاد مسیح بازمی­گردد. ارمنیان همواره به این موضوع مفتخر بوده­اند که نخستین قوم در جهان­اند که در 301 میلادی به وسیله­ی گریگور مقدس، از نجبای ایران عصر اشکانی، به آیین مسیحیت گرویده­اند.

تاریخ جدید این قوم در اصفهان از سال­های 1605 ـ 1606م به بعد؛ یعنی، از زمان سلطنت شاه عباس اول صفوی آغاز می­شود. پس از کسب قدرت نظامی کافی و بعد از فتح تبریز در سال 1604م، شاه عباس اول به منطقه­ی قفقاز لشکر کشید و جنگی طولانی و خونین بین قوای او و عثمانی در گرفت و درست در گیرودار این جنگ با ارمنیان جلفای ارس آشنا شد.

گویا تقدیر برای ارمنیان منطقه­ی قفقاز سرنوشتی متفاوت رقم زده بود، زیرا شاه در نهایت مجبور شد تا تمامی ارمنیان قفقاز را به دلیل شرایط جنگی سخت و دایمی این منطقه به داخل ایران کوچ دهد. از میان ارمنیان منطقه­ی قفقاز ارمنیان جلفای ارس به دلیل متمول بودن یا به دلیل آنکه زودتر از دیگران از شاه اطاعت کرده بودند مورد توجه ویژه­ی وی قرار گرفتند. ارمنیان شهرنشین پس از طی فراز و نشیب فراوان در سال 1618م، در ساحل جنوبی زاینده رود اصفهان، جلفای جدید را بنیان نهادند.

ساخت جلفای جدید در منطقه­ی جنوبی شهر و در ساحل جنوبی زاینده رود به دلخواه ارمنیان و با موافقت شاه به شیوه­ی بسیار زیبایی طراحی و اجرا شد. در این منطقه پیش از این هسته­های روستایی زیادی وجود داشت بنابراین ساخت جلفا به آسانی میسر شد.

شهرسازان ارمنی جلفا را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم و خیابان بزرگی را در مرکز آن ایجاد کردند که به یاد رهبر ارمنیان در کوچ بزرگ خواجه نظر نام گرفت. سپس، کوچه­ها و محلات ده­گانه را در ابتدای این خیابان بنا کردند که برخی از آنها همچنان باقی­اند.

امروزه، پس از گذشت بیش از چهارصد سال از تأسیس جلفا این منطقه می­تواند نقشی مهم در توسعه­ی گردشگری فرهنگی در اصفهان و ایران داشته باشد.

گردشگری تاریخی (بازدید از جاذبه­های تاریخی)

جلفای اصفهان در طول تاریخ خود بارها گسترش یافته، خصوصاً در عصر صفوی و طی سال­های 1618، 1630و 1655م. معماری جالب جلفا تلفیقی بود منطقی از ویژگی­های معماری ارمنستان با اوضاع اقلیمی و مصالح ساختمانی محلی و موازین و شرایط فرهنگی معماری عصر صفوی. به عبارت دیگر معماری ارمنستان، که بدون شک تحت تأثیر شرایط محلی و در مقاطعی نیز تحت تأثیر امپراتوری بیزانس و روسیه بوده، در اوج نبوغ معماری ایرانیان؛ یعنی، در مکتب صفوی درجلفا جلوه­گر شد و در شهرسازی، بناهای مسکونی، بازارها، کارگاه­ها و خصوصاً، کلیساهای زیبای جلفا خود را نمایان ساخت و سپس، در قالب مکتب معماری جدیدی حتی به سرزمین مادری ارمنیان، ارمنستان، انتقال یافت.

معماری جلفا و شهرسازی زیبای آن، که امروزه بخش مهمی از آن باقی مانده، می­تواند مورد توجه گردشگران داخلی و خصوصاً، خارجی، که عمدتاً از کشورهای غربی و شرق دور هستند، قرار گیرد. نظر سنجی­های به عمل آمده از گردشگران خارجی نشان از آن دارد که آنان بسیار مشتاق­اند این منطقه­ی زیبا را، که تلفیقی از معماری غربی و شرقی را در خود جای داده، مورد بازدید قرار دهند.

گردشگری مذهبی (بازدید از کلیساها و اماکن مذهبی)

بنا بر گفته­های سیاحان خارجی، در جلفا در عصر صفوی پیروان فرقه­های مختلف مسیحیت بیش از بیست و پنج کلیسا در این منطقه بنا کرده بودند که امروزه تنها سیزده بنا از مجموع این کلیساها بر جای مانده.از میان این سیزده کلیسا نیز تنها دو کلیسای عمده­ی جلفا؛ یعنی دیر آمِناپرگیچ مقدس و بِتقِهِم مقدس قابل بازدید عموم­اند.

با توجه به اینکه اکثر گردشگران خارجی که اصفهان را برای گردشگری فرهنگی و حتی گردشگری شهری انتخاب می­کنند مسیحی­اند و همچنین توجه به این نکته که اوج نبوغ معماری و هنرهای تزیینی ارمنیان نظیر کاشیکاری، نقاشی، گچ بری، سنگ تراشی، طلاکاری و مانند آن در کلیساهای جلفا جلوه­گر شده محور گردشگری جلفا می­تواند نقشی بسیار مهم در ایجاد تعامل فرهنگی و حتی گفت وگوی ادیان در میان پیروان ادیان الهی ایفا کند.

جلفا (گردشگری شهری)

امروزه، گردش در شهرهای تاریخی و بازدید از اماکن تاریخی، فرهنگی، مذهبی، تجاری، سیاسی و نظایرآن به دلیل تمرکز امکانات رفاهی در شهرها از رونق و گسترش فراوانی برخوردار است. با عنایت به این مطلب و با توجه به شهرسازی جلفا که با دقتی فراوان و به شکلی منطقی طراحی شده این منطقه توان آن را دارد که به منزله­ی یک محور گردشگری مورد توجه قرار گیرد.

در حال حاضر، جلفا از نظر سیمای شهری، زیباسازی و عمران شهری از برترین مناطق اصفهان محسوب می­شود، خصوصاً آنکه در ساحل زیبا و در عین حال پرازدحام زاینده رود قرار گرفته که این ویژگی از قوت­های این منطقه در جهت ایجاد محور گردشگری در آن به حساب می آید.

به دلیل حفظ بخش عمده­ای از بافت سنتی جلفا گردشگران، خصوصاً گردشگران خارجی، می­توانند در قالب گردش­های دسته جمعی همراه با راهنماهای گردشگری به صورت پیاده، و نه با اتومبیل، در این منطقه­ی زیبا و تاریخی تردد و از کلیساها، بازار، میدان­ها، محله­های قدیمی و مدارس قدیم و جدید جلفا بازدید کنند و به راحتی با مردم جلفا، خصوصاً در فصل­های پررونق گردشگری اصفهان، ارتباط برقرار کنند. این مسئله می­تواند علاوه بر سودآوری و کسب منافع اقتصادی برای مردم محلی تعاملی فرهنگی میان جامعه­ی کوچک میزبان و انبوه گردشگر داخلی و خارجی برقرار سازد.

گردشگری فرهنگی (جاذبه­های فرهنگی)

با توجه به اینکه ارمنیان تاجرانی ماهر و در عین حال درستکار بودند شاه عباس اول صفوی مهم­ترین و پرسودترین تجارت عصر صفوی را، که در انحصار شاه بود؛ یعنی، خرید و فروش بین المللی ابریشم را به آنان سپرد. به این ترتیب، تجار ارمنی در طول نزدیک به دو قرن به سرتاسر جهان متمدن آن عصر تردد داشتند و آثار فرهنگی مهمی را در زمینه­های گوناگون گرد آوردند که نمونه­هایی از آنها هم اینک در موزه­ی کلیسای وانک، از بزرگ­ترین موزه های ارمنیان در جهان، نگهداری می­شود. این موزه از مهم­ترین جاذبه های گردشگری فرهنگی جلفا به حساب می­آید که توان جذب گردشگر فرهنگی را دارد.

همچنین جلفا دارای کتابخانه­های غنی با بیش از صد هزار جلد کتاب است. بخشی از آن اسناد و کتب خطی گران بها، خصوصاً اسنادی مهم درباره­ی جلفا از بدو تأسیس تا به امروز هستند که در نوع خود کم نظیرندو جاذبه­هایی ارزشمند برای گردشگرانی محسوب می­شوند که به تاریخ، ادبیات و هنر مقصد گردشگری انتخابی خود علاقه­مندند.

جاذبه­های فرهنگی جلفا به این موارد ختم نمی­شود. هنرهای دستی و سنتی جلفا، همانند هنرهای سنتی اصفهان، زبانزد خاص و عام­اند. هنرمندان ارمنی جلفا در هنرهایی نظیر نقاشی دیواری، نقاشی تابلوهای مختلف، تزیین کتاب­های مذهبی، فلزکاری، طلاکاری، دوخت و تزیین پارچه­های زینتی و نظایر آن بسیار مهارت داشتند. بسیاری از هنرهای مذکور تا به امروز باقی مانده­اند اما برخی از آنها با کمال تأسف در حال زوال­اند.

بدون شک، جلفای امروزی را نمی­توان یک منطقه­ی بزرگ مسکونی ارمنی­نشین مستقل از اصفهان پنداشت. جلفای زیبای امروز با مساحتی در حدود 187 هکتار از مناطق زیبای شهر افسانه­ای اصفهان به شمار می­آید.

جلفای اصفهان و تاریخ مردمش عبارت است از تلاش مستمر و بی­وقفه­ی مردمانی که در طول بیش از چهار قرن نه تنها توانسته­اند هویت خود را به منزله­ی یک ایرانی حفظ کنند بلکه سهمی عمده در رشد و اعتلای این هویت در فلات تمدن ساز مرکزی ایران داشته­اند. بنابراین به نظر می­رسد باید با یک برنامه­ریزی منسجم و دقیق در جهت ایجاد و گسترش زیرساخت­های گردشگری از یک سو در جهت رونق اقتصادی محلی و از سوی دیگر در حفظ فرهنگ کهن این محدوده، خصوصاً حفظ آثار و ابنیه فرهنگی و تاریخی آن، که شدیداً هم در معرض آسیب­اند، کوشش کرد. تلاش در جهت تحقق این امور سبب رشد اقتصاد، حفظ آثار و ابنیه و جلوگیری از کوچ مردم محلی خصوصاً جوانان خواهد شد.

و بالأخره اینکه با اطمینان از اینکه گردشگری خصوصاً گردشگری فرهنگی به دنبال گسترش صلح، آسایش جهانی، تعامل فرهنگی میان ملت ها و احترام به فرهنگ­های محلی است برای رسیدن به تعامل فرهنگی نیز باید به دنبال گسترش این صنعت بود.

 

نویسنده: شهرام امیری

منبع: فصلنامه فرهنگی پیمان، شماره 40

با اندکی تغییر

زوال و ظهور جلفا

به گفته­ی هرُودت، پدر تاریخ، «شهرهایی که زمانی بزرگ و نیرومند بودند حقیر و ناچیز شده­اند و شهرهایی که اکنون نیرومندند زمانی ضعیف بودند. ما در اینجا از هر دوی آنان سخن می­رانیم چون یقین داریم که عزت و سعادت آدمی، زمانی دراز، تنها در یک جا نخواهد پایید». به نظر می­رسد جلفای قدیم و جدید هم چنین سرنوشتی داشتند.

جلفای قدیم زمانی به شکل قطعه زمینی باریک به طول دو کیلومتر و عرض چهارصد تا پانصد متر در شمال رود اَرس و در دامنه­ی کوه­هایی صعب­العبور، در مجاورت ایالت نخجوان، واقع شده بود، اما پس از تخریب کامل آن به دست شاه عباس امروزه دیگر اثری از حیات و آبادانی در آن باقی نمانده است.

این شهر به دلیل نامطلوب بودن شرایط آب و هوایی آن از منابع کشاورزی بهره­ای نداشت چنان که تاورنیه، سیاح معروف فرانسوی، می­گوید: «جلفای قدیم، وطن ارامنه، شهری است که در میان دو کوه واقع شده و ارس از میان آن می­گذرد و در طرفین رودخانه، زمین بکری، که به کار زراعت بخورد، باقی نمی­ماند». اما ویژگی ممتاز این شهر موقعیت تجاری آن بود به گونه­ای که در قرن شانزدهم میلادی از مراکز عمده­ی تجارت بین المللی به شمار می­رفت و تُجاری (خواجگان) معتبر داشت.

جلفای قدیم از دو ویژگی جغرافیایی و تجاری بهره­مند بود: اول آنکه وجود کوه­های طویل و صعب­العبور در حومه­ی آن و عبور رودخانه­ی خروشان ارس از شرق به غرب آن منجر به تقویت قدرت دفاعی شهر و مانع تهاجم به داخل آن شده بود و فضایی امن و آرام را، که لازمه­ی توسعه و رونق تجارت است، برای ساکنان شهر فراهم آورده بود و دوم آنکه در ملتقای جاده­ای قرار داشت که آسیای میانه را به ایران و سواحل شرقی دریای سیاه و جاده­های بزرگ قفقاز متصل می­ساخت و همین امر باعث شده بود که به یک مرکز عمده­ی تجاری بین المللی تبدیل شود. به ویژه، پس از تصرف قسطنطنیه به دست ترکان عثمانی در قرن پانزدهم میلادی و قطع ارتباط تجاری غرب و شرق موقعیت تجاری جلفا اهمیت بیشتری پیدا کرد به طوری که یک مرکز عمده­ی تجاری و انباری بزرگ از کالاهای مختلف شرق و غرب از جمله ابریشم به شمار می­رفت.

آراکِل داوریژِتسی، با شگفتی از ثروت­های جلفا صحبت کرده و در کتاب خود آورده است: «جلفا... زمانی در دنیای شرق بزرگ و آباد بود...».

چنان که گفتیم، جلفا در کنار رود ارس واقع شده؛ رودی که ویرژیل، شاعر معروف رومی به خاطر جریان قوی و تندش آن را «ارس خشمناک» لقب داده؛ رودی که نظامی گنجوی در وصف آن سروده:

اَرَس را در بیابان جوش باشد              چو در دریا رسد خاموش باشد

سیاحان سده­های شانزدهم و هفدهم، که از این رود عبور کرده­اند، گزارش­های متعددی درباره­ی آن داده­اند؛ برای مثال، در بخشی از گزارش مفصل شاردن آمده: «این رود، خروشان، شتابناک و بنیان کَن است، چندان که از سرچشمه­ی خود دور و به دریا نزدیک می­شود سیلاب­ها و نهرهای کوچک و بزرگ به آن می­پیوندند و بر عظمت و شدت جریانش می­افزاید...».

بارها، در جلفا، در مسیر رود ارس، پل ساختند اما به علت شدت جریان رود درهم شکسته شد. به همین دلیل به هنگام طغیان رود و بالا آمدن آب مسافرت از راه ارس امکان پذیر نبود و مسافران در فصل زمستان، که آب رودخانه سخت کاهش می­یافت، سوار بر شتر از یک سوی رود به طرف دیگر آن می­رفتند.

در زمانی دور هم برای عبور از رود ارس در منطقه­ی جلفا پلی سنگی به دست ضیاءالملک نخجوانی ساخته شده بود که به احتمال در ایام حکومت شاه محمد خدابنده، بنا به دلایلی نامعلوم، خراب شده است. هیچ یک از منابع دست اول نیز اشاره­ای به وجود این پل یا خراب کردن آن در زمان حمله­ی شاه عباس به ارمنستان نکرده­اند، هر چند که خرابه­های به جای مانده از پل در زمان­های بعد هم وجود داشته و برخی از سیاحان اروپایی چون کارری بقایای آن را دیده­اند.

نام جلفا را نخستین بار مُوسِس خورِناتسی، مورخ ارمنی سده­ی پنجم میلادی، در تاریخ ارمنستان ذکر کرده است. لِئو، مورخ ارمنی معاصر، درباره­ی تاریخ جلفا می­نویسد: «پیشینه­ی آن را در اعماق تاریخ نمی­شناسیم، لیکن از سده­های پانزدهم و شانزدهم میلادی موطن بازرگان ارمنی در آسمان ارمن شروع به درخشیدن کرد...».

موقعیت تجاری جلفا به گونه­ای بود که «این شهر مرکز تجاریی [خودمختار] و کوچک و بی همتا زیر نظر و اداره­ی خواجه ها گشت». اما تنها این امکانات ارتباطی نبود که جلفا را به یک مرکز عمده­ی تجاری تبدیل می­کرد اهالی جلفا دارای شمّ اقتصادی و تجاری عجیبی بودند و این ویژگی پدیده­ای شگفت­آور و استثنایی در جامعه­ی ارمنی محسوب می­شد، که باعث خلق لقب «جلفایی» شده بود.

از اقلام مهم داد و ستد تجار جلفا ابریشم بود که آن را از مناطق ابریشم­خیز چون گیلان و گرجستان تهیه و به کشورهای اروپایی صادر می­کردند.

به دلیل اهمیت تجاری و استراتژیک جلفا، ترکمانان آق­قویونلو و قراقویونلو این شهر و تعدادی دیگر از نواحی ارمنی­نشین را جزو املاک خاصه قرار دادند و آنها را مستقیماً تحت نظارت خود در آوردند و با صدور فرمان­های متعدد در صدد حمایت­های مالی از آنها برآمدند.

به سبب پشتیبانی حکام آق­قویونلو و قراقویونلو، بازرگانان ارمنی، به سرپرستی جلفاییان، مقام و موقعیت محکم و قاطعی در زمینه­ی تجارت خارجی ایران به دست آوردند و جذب مذاکرات سیاسی شدند. با ظهور شاه اسماعیل، این منطقه به انضمام دیگر نواحی اطراف رود ارس، با عنوان ولایات خچورسعد تحت حکومت صفویه قرار گرفت و تجار ارمنی، که نیازمند فضایی امن و آرام برای توسعه­ی روابط تجاری خود بودند، در صدد نزدیکی و برقراری روابط اقتصادی و سیاسی با صفویان برآمدند.

خوشبختانه، در حال حاضر چهار فرمان از شاهان صفوی درباره­ی جلفای قدیم در بایگانی کلیسای وانک اصفهان موجود است. در دو فرمان صادر شده از سوی شاه طهماسب، زمین جولاه (جوقا-جلفا) جزو املاک موقوفات غازانی محسوب شده و در سومین فرمان، مورخ 972 هجری، شاه طهماسب طبق خوابی که دیده بود دستور بخشش مالیات را در مناطقی از ارمنستان، از جمله جولاه، صادر کرده و چهارمین سند نیز مربوط به فرمانی است که در سال 991 هجری، در ایام حکومت شاه سلطان محمد خدابنده، از سوی حمزه میرزا به کدخدایان جولاه صادر شده مبنی بر پرداخت مبلغ سه تومان تبریزی از بابت رسوم کلانتری در وجه کمر خنجر طلا که به انعام کلانتر تبریز مقرر شد. بدین ترتیب، شاهان صفوی با صدور فرمان­هایی در صدد حمایت از جلفاییان برآمدند.

در اواخر حکومت شاه سلطان محمد خدابنده، مناطق ارمنستان و گرجستان مورد تاخت و تاز سپاهیان عثمانی واقع شدند و تحت تصرف آنان درآمدند. با روی کار آمدن شاه عباس و شروع مجدد جنگ­های ایران و عثمانی و قرار گرفتن جلفای قدیم در مسیر این لشکرکشی­ها شاه عباس تصمیم گرفت به دلیل ناتوانی نظامی در جنگ با عثمانی از سیاست عقب نشینی به همراه انتقال جمعیت بومی منطقه به داخل ایران استفاده کند. به این منظور فرمان داد تا اهالی ایالت­های مختلف ارمنستان از جمله جلفاییان را به ایران منتقل سازند.

داوریژِتسی می­گوید به اهالی جلفا سه روز مهلت داده شد تا شهر را تخلیه کنند و چنانچه پس از سه روز کسی در شهر باقی می­ماند به قتل می­رسید و خانواده­ی وی اسیر و دارایی­اش مصادره می­شد. پس از اجرای فرمان شاه مبنی بر تخلیه­ی شهر، طهماسب قلی بیگ به دستور شاه عباس مأمور آتش زدن تمامی ساختمان­های جلفا شد. وی فوراً با سپاهیانی به جلفا بازگشت و همه جا را به تلی از خاک مبدل ساخت. کوچ داده­شدگان رانده از وطن تحت سرپرستی الیاس سلطان پس از عبور از گذرگاه­های دشوار کوهستانی، زمستان 1604 میلادی را در شهرهای طارم، خلخال، اهر و مشکین­شهر به طور موقت اقامت کردند و با فرا رسیدن بهار، ابوتراب بیگ مأمور شد تا آنان را به اصفهان برساند و در آنجا شهرنشینان را در داخل شهر و کشاورزان و روستاییان را در حومه­ی اصفهان اسکان دهد.

هم­زمان با ورود تازه واردان، محلات مختلفی در داخل پایتخت به آنان اختصاص یافت؛ مناطقی چون تل واسکان، شیخ یوسف بنا، شمس آبادی و نیز دو کاروان سرا موسوم به گچ­کنان و پوتگا.

چنان که گفتیم کوچ داده شدگان از شهرها و روستاهای مختلف ارمنستان بودند اما اهالی جلفای قدیم، به دلیل موقعیت تجاری شان، احترام بیشتری در نزد شاه داشتند. به همین دلیل شاه عباس به اهالی ماربانان دستور داد تا در فصل زمستان نسبت به آنان میهمان نوازی به عمل آوردند و آنان را در اراضیی که متعلق به شخص شاه بود اسکان دهند.

پس از مدتی، ارمنیان جلفا شروع به ساخت خانه در اراضی متعلق به شاه کردند و بنا به گفته­ی مؤلف روضه الصفویه شاه عباس به وزیر دارالسلطنه اصفهان فرمان داد تا امکانات لازم را برای ساختن خانه و کلیسا در اختیار ارمنیان قرار دهند.

در سال 1028 هجری فرمان دیگری صادر شد مبنی بر آنکه اراضی بخش جنوبی رودخانه­ی زاینده رود به صورت انعام و بدون پرداخت هیچ گونه وجهی به ارمنیان جولاه واگذار شود.

بدین ترتیب شهرک جدیدی با تکیه بر دستاوردهای فرهنگی و اقتصادی شهرک قدیم در بهترین نقطه­ی پایتخت؛ یعنی، دارالسلطنه­ی اصفهان به وجود آمد که برای بزرگداشت نام و یاد شهر ویران شده­ی جلفای قدیم «جلفای نو» نامیده شد.

جلفای نو شهرکی ارمنی­نشین در جنوب رودخانه­ی زاینده رود است و چنان که قبلاً گفتیم در اصل جزو املاک خالصه­ی سلطنتی به شمار می­رفت و در آن زمان درتیول مادر شاه بود. مزیت این امر آن بود که به این ترتیب جلفاییان از حمایت و پشتیبانی مادر شاه بهره­مند می­شدند و چنان که مشکلی برای آنان پیش می­آمد با پادرمیانی و واسطه قرار دادن مادر شاه شکایت­ها و عرایض خود را به گوش شاه می­رساندند. اگرچه اداره­ی جلفا مربوط به تشکیلات خاصه بود، قائل شدن آزادی مذهبی شاه عباس برای اهالی جلفا منجر به ایجاد سازمان اداری نسبتاً مستقلی شد تا بدان حد که برخی از سیاحان اروپایی درباره­ی آن نوشته­اند: «شهر جلفا مانند کشوری جمهوری بود که میان یک ملت بیگانه ایجاد شده باشد. هیچ فرد مسلمانی حق نداشت در آنجا ساکن شود و شدت قانون مجازات حتی بسیاری از ایرانی­ها را وا داشت که به اهالی آنجا احترام بگذارند. ارمنی­های جلفا، که بر اثر حمایت لازم تشویق شده بودند، سال ها در رفاه زیستند».

مورخان ارمنی نیز در نوشته­های خود به این نکته اذعان کرده­اند، از جمله هُوهانیان که در کتاب خود آورده است: «طبق دستوری که شاه عباس برای اداره­ی جلفا داده بود، این شهرک به صورت جمهوری کوچک خود مختاری در آمده بود. سرکردگان جلفا، که سرپرستی آنجا را بر عهده داشتند، برای هر محل سرپرستی تعیین کرده بودند و بدین طریق از وضع آنان آگاه می­شدند».

سرپرستان جلفا کلانتر نامیده می­شدند. در عصر صفوی صاحب این مقام رابط بین مردم و حکومت بود. بنا به گفته­ی سیاحان اروپایی کلانتر جلفا را شاه از میان تجار معروف جلفا انتخاب می­کرد. از جمله وظایف کلانتر رسیدگی به امر مالیات، تعیین کدخدایان و نظارت بر امور مربوط به آنان بود که زیردست کلانتر انجام وظیفه می­کردند.

از زمان تشکیل جلفای جدید تا سقوط حکومت صفویه و حمله­ی افغان­ها، در مجموع، هجده کلانتر در جلفا بر سر کار آمدند. از مشهورترین آنان، که بیش از نیم قرن بر این منطقه نظارت داشتند، می­توان به خاندان معروف شافرازیان اشاره کرد. مؤسس این خاندان، خواجه خاچیک، از تجار معروف جلفای قدیم بود که در اثنای جنگ ایران و عثمانی به هنگام ورود شاه عباس به جلفای قدیم از وی استقبال و سه روز در خانه­ی مجلل خود از وی پذیرایی کرده بود.

خواجه صفر و خواجه نظر اولین و دومین کلانتران جلفا پسران خواجه خاچیک بودند. روابط شاه عباس با آنان به قدری محترمانه بودکه جزو مشاوران وفادار شاه محسوب می­شدند و در بین تجار جلفا ملقب به ملک التجار بودند.

جایگاه خواجه صفر و خواجه نظر در بین ارمنیان بسیار بالاتر از منصب کلانتری بود. داوریژِتسی می­گوید خواجه صفر نه تنها سالار و رهبر ارمنیان جلفای نو بود بلکه بر تمام ارمنیان ساکن ایران حکم فرمایی می­کرد. او اولین کلانتر جلفا بود که تا آخر عمر به مدت سیزده سال پیاپی در این سِمَت باقی ماند. پس از خواجه صفر، بردارش، خواجه نظر، هجده سال حاکمیت جلفا را در دست داشت. او در نزد ارمنیان از محبوبیت ویژه ای برخوردار بود و در فرمان­های شاهان صفوی، موجود در کلیسای وانک، به زبده­الاشباه و عمده­المسیحیه ملقّب شده است.

شاه عباس در مواقع ورود هیئت­های خارجی به ایران از خواجه نظر برای استقبال سفرا استفاده می­کرد و وی در منزل خود پذیرایی ملوکانه­ای از هیئت خارجی به عمل می­آورد. توماس هربرت در سفرنامه­ی خود آورده: «فنجان­ها و کاسه­های منزل خواجه نظر از طلای خالص بود».

سومین کلانتر جلفا خواجه سرافراز، فرزند خواجه نظر، بود که بیشترین زمان تصدی این مقام را در میان کلانتران جلفا داشت و شاه عباس دوم به پاس ضیافت­های با شکوهی که خواجه سرافراز برای او ترتیب می­داد او را به شه­فراز ملقب ساخته بود.

در فرمان­های شاه عباس دوم، خواجه سرافراز با القابی محترمانه چون عمده­المسیحیه و زبده­الاماژل و الاشباه نام برده شده و طی فرمان مورخ 1052 هجری مورد شفقت شاه قرار گرفته: «حکم جهان مطاع شد آنکه، عمده­المسیحیه، خواجه سرافراز، کلانتر ارامنه­ی جولاهی ساکن اصفهان، به شفقت شاهانه مفتخر و سرافراز گشته. بداند که بنا بر ازدیاد و توجه اشرف درباره­ی او یک ژوب قبا و یک ژوب بالاپوش زربفت مصحوب میرزاقلی، غلام خاصه­ی شریفه جرید­دار فرستاده شد که مبلغ دوازده تومان به مژده­ی جلوس میمنت مائنوس در وجه انعام به عوض مشارالیه از مال خود رسانیده در تحصیل دعای خیر جهت نواب همایون به تقصیر از خود راضی نشود...».

خواجه سرافراز در کتیبه­ی سنگ قبر خود «شاه ارمنیان و حاکم نیرومند و سالار پرجذبه» توصیف شده است.

جانشین خواجه سرافراز، برادرش هایکاز، آخرین فرد از دودمان شافرازیان بود که به منصب کلانتری رسید و تا آخر عمر در این سِمَت باقی ماند. پس از وی کلانتران جلفا از میان دیگر خاندان­های ارمنی انتخاب شدند و گاه نزاع­ها و جنگ­های داخلی شدیدی برای تصدی قدرت در میان آنان در می­گرفت.

دوره­ی تصدی آخرین کلانتر جلفا، خواجه خاچیک، هم زمان بود با حمله­ی افغان­ها و سقوط صفویه. وی به دستور محمود افغان به علت عدم پرداخت مابقی غرامتی که اهالی جلفا می­بایست به آنان می­پرداختند، به همراه سه تن دیگر گردن زده شد. این اقدام محمود افغان به شایعه­ای که در آن زمان مبنی بر سازش ارمنیان با افغان­ها در برابر سپاه صفویه بر سر زبان­ها افتاده بود پایان بخشید.

داروغه از دیگر مقامات عالی اداری جلفا در عصر صفوی بود که در اکثر امور با کلانتر هماهنگی داشت. همان طور که گفتیم کلانتر از میان رجال برجسته­ی ارمنی جلفا انتخاب می­شد اما داروغه فردی مسلمان بود که رسیدگی به امور قضایی بر عهده­ی وی قرار داشت. در کتاب سازمان اداری صفویه یا تذکره­الملوک به تقضیل درباره­ی شغل داروغه­ی اصفهان سخن رانده شده است. داروغه زیر نظر دیوان بیگی کار می­کرد و وظیفه­ی وی محافظت از داخل و خارج شهر بود و اگر چنانچه شخصی مرتکب جرمی می­شد، او را تنبیه و از آن عمل منع می­کرد و فراخور تقصیر از گناهکاران جریمه می­گرفت. وی در هر محله اشخاصی را به نام سردسته به منظور محافظت و محارست شبانه­روزی مشخص می­ساخت تا آنچه را که در محله اتفاق می­افتاد به عرض وی برسانند و سپس وی مجرم را بازخواست کند و جرم وی را مشخص سازد. تمامی محلات اصفهان فقط یک داروغه داشت و در مواردی که نیاز به حضور وی در جلفا بود بدان جا می­آمد، بنابراین وجود یک داروغه­ی جداگانه برای جلفا بعید به نظر می­رسد. داروغه دارای مستمری هنگفتی از سیصد تا پانصد تومان بود که از این مقدار پنجاه تومان آن را ارمنیان جلفا پرداخت می­کردند.

ارمنیان کوچانده و رانده شده از زادگاه اصلی خود به رغم فشارها و مشکلاتی که داشتند، با ایجاد کوچ­نشین جلفای نو در جوار پایتخت صفوی، دارالسلطنه­ی اصفهان و نیز اسکان در دیگر مناطق توانستند به زندگی خود ادامه دهند و اکنون نیز، که بیش ازچهارصد سال از شکل­گیری این منطقه می­گذرد، این تداوم و تعامل همچنان باقی است.

 

نویسنده: دکتر شکوه اعرابی هاشمی

منبع: فصلنامه فرهنگی پیمان، شماره 40

با اندکی تغییر

 
Persian Armenian

گزارش تصویری

گالری فیلم